حادثه روز عاشوراي حسيني و رخدادهاي پيرامون آن از جمله مسايل شاذ و نادر در طول تاريخ انقلاب اسلامي است كه از لحاظ شكل رخداد، ماهيت و روش ها و تاكتيك هاي راديكالي اتخاذ شده از سوي اپوزيسيون در پنج ماهه گذشته بي سابقه بود. اين رخداد كه كارشناسان از آن با عناويني چون؛ جنگ ايدئولوژيك عليه جمهوري اسلامي، آغاز فاز جديد مبارزه با نظام اسلامي و مقدمه اي براي آغاز يك فرآيند راديكالي و تند از سوي اپوزيسيون ياد كردند، به دليل ويژگي هاي منحصر به فرد در ميان تحولات بعد از انتخابات بار ديگر انفعال و ترديد حاكم در ميان حاميان خارجي اپوزيسيون را زدود و آنها را اميدوار به اقدامات خود كرد.
اين رخداد فارغ از نتايج حاصل از آن براي اپوزيسيون به دليل ويژگي هاي برجسته اي كه داشت، از سوي محافل سياسي و رسانه اي غرب با اقبال بي سابقه اي روبه رو شد و مقام هاي غربي به ويژه رئيس جمهور آمريكا را بار ديگر به اتخاذ مواضع رسمي و خاص در مقابل نظام اسلامي وادار ساخت و زمينه هاي يك جنگ رواني حجيم و متنوع را فراهم نمود. نگاهي به موضعگيري مقامات و رسانه هاي غربي در اين خصوص ومهمترين محورهاي القايي آنها و همچنين بررسي پيامدهاي اين حرمت شکني ها هدف اين نوشته است.
بررسي مواضع آمريكايي ها
مقام هاي سياسي و محافل رسانه اي آمريكا با بسيج تمام امكانات سياسي، مالي و رسانه اي به حمايت از تحولات چند روز اخير به ويژه حادثه عاشورا پرداختند. اوباما رئيس جمهور آمريكا در اظهاراتي صريح، رسمي و مداخله جويانه ضمن حمايت از آشوبگران روز عاشورا، نظام جمهوري اسلامي ايران را به نقض حقوق مردم متهم كرد و اقدامات قانوني جمهوري اسلامي براي كنترل و مهار عوامل آشوب را محكوم نمود. وي با بيان اين ادعا كه براي ماهها، مردم ايران چيزي جزء اعمال حقوق جهان شمول خود نخواسته اند و هر بار كه اين خواسته خود را بيان كرده اند حتي در روزهاي مذهبي نيز با مشت آهنين و بي رحمي روبه رو شده اند، در اقدامي مداخله جويانه گفت:" ما در كنار مردم ايران هستيم. البته آنچه در ايران مي گذرد امري مربوط به آمريكا و يا كشورهاي ديگر نيست بلكه به اشتياق ايرانيان براي عدالت و يك زندگي بهتر مربوط مي شود و تصميم رهبران ايران براي حكومت از طريق وحشت و ستم گري، به زدودن چنان اشتياقي در ميان مردم ايران موفق نخواهد شد."
اوباما در ادامه خواستار آزادي فوري تمام زندانيان سياسي در ايران شد و مدعي شد كه ما شاهد رويدادهاي شگفت آور و فوق العاده اي هستيم كه (در ايران) به وقوع پيوسته و من اطمينان دارم كه تاريخ در كنار كساني خواهد بود كه در پي عدالت هستند.
"مايك همر" ، سخنگوي شوراي امنيت ملي كاخ سفيد، نيز با بيان اين كه آمريكا در كنار تظاهر كنندگان قرار دارد، رويدادهاي عاشوراي امسال در ايران را برخورد ناعادلانه دولت با شهر وندان خواند و برخورد دولت با آشوبگران را اقدام سركوب گرانه ناميد و تأكيد كرد: « تاريخ و اميد با كساني همراه است كه به گونه مسالمت آميز در پي كسب حقوق جهاني خود هستند. ايالات متحده نيز با تاريخ همسو و همراه است .»
كسينجر، وزير امور خارجه اسبق آمريكا نيز با فراخواندن مقام هاي آمريكايي براي حمايت از عوامل برانداز، آنها را به انجام اقدامات جدي در مقابل جمهوري اسلامي فراخواند و تأكيد كرد: «اگر اغتشاشات داخلي ايران منجر به براندازي حكومت نشود، آمريكا بايد دست به كار شود و براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران در خارج اقدامات جدي انجام دهد.» وي كه با بخش خبري شبانگاهي BBC سخن مي گفت، افزود:« ما بايد براي تشديد نا آرامي ها در ايران تلاش كنيم و حكومت مطلوب خود را سر كار بياوريم.»
سناي آمريكا نيز با تصويب قطعنامه اي به حمايت از آشوبگران پرداخت، سناتور "جوزف ليبرمن" در تشريح اين قطعنامه گفت: « اين كه در ايران چه اتفاقي حادث شود به مردم ايران بستگي دارد ولي دولت و مردم آمريكا مايلند تا سر حد امكان از مردم ايران حمايت كنند.» وي با بيان اينكه در قطعنامه سنا از دولت ايران به دليل زير پا گذاشتن حقوق بشر، آزادي بيان، آزادي مطبوعات و آزادي برگزاري اجتماعات انتقاد شده است، گفت:« هدف اين قطعنامه كه با اكثريت كامل بدون هيچ رأي مخالفي تصويب شد، اين است كه به مردم ايران بگوييم ما با شما هستيم، ما شما را مي بينيم، ما صداي شما را مي شنويم، ما در كنار شما هستيم كه براي آزادي خود مبارزه مي كنيد؛ زيرا خواسته هاي ما مانند اصول بنيادين آمريكاست و با آنچه در اعلاميه استقلال آمريكا آمده است، مطابقت دارد. ما با تصويب اين قطعنامه خواسته ايم با يك صدا به مردم ايران بگوييم كه ما با شما هستيم به رغم اينكه در سي سال گذشته دوره مشكلي را پشت سر گذاشته ايم و رژيم تهران ما آمريكائيان را از متحدان طبيعي ما كه مردم ايران باشند، دور نگه داشته است." وي در خصوص چگونگي حمايت از ناآرامي هاي جاري ايران گفت :" قانون سنا معروف به قانون صدا، مبتني بر استفاده از تكنولوژي هاي پيشرفته و امروزي به منظور حمايت از مردماني كه با شجاعت تمام سعي دارند در مقابل رژيم هاي ديكتاتوري بايستند شامل مردم ايران نيز مي باشد. لذا در حال حاضر امكاناتي ماند اينترنت،فيس بوك، يوتيوب، توئيتر و تلفن هاي دستي ازجمله ابزارها و كانالهاي حمايتي ما از مردم ايران است." [1]
بررسي مواضع كشورهاي اروپايي
كشورهاي اروپايي نيز در يك موضع كاملاً همسو با محافل سياسي كاخ سفيد، هجمه سياسي و ديپلماتيك واحدي عليه جمهوري اسلامي ايران اتخاذ كردند و با صدور بيانيه هايي مقام هاي سياسي كشورمان را متهم به نقض حقوق شهروندان و آشوبگران كردند. آزادي زندانيان سياسي و عدم رعايت عدالت در برخورد با آشوبگران از جمله نقاط مشترك بيانيه هاي کشورهاي اروپايي در رابطه با حادثه عاشورا بود.
ديويدميليبند، وزير امور خارجه انگليس نظام اسلامي را متهم به قتل معترضين كرد و در لحني مداخله جويانه از مقام هاي كشورمان خواست به حقوق مخالفان پايبند باشد.[2]
وزير امور خارجه آلمان نيز در مواضع مشابهي كشورمان را متهم به نقض حقوق معترضان كرد و خواهان توقف رفتارهاي خشن! از سوي دولت شد.[3]
وزارت خارجه ايتاليا نيز با صدور بيانيه هايي ضمن محكوم كردن عملكرد نظام در روز عاشورا از كشورهاي اروپايي خواست سفراي كشورمان در اروپا را احضار كنند.
وزارت خارجه فرانسه نيز در حركتي مشابه طي بيانيه اي با حمله به جمهوري اسلامي ايران، خواستار رعايت حقوق اپوزيسيون از سوي جمهوري اسلامي ايران و مذاكره با اپوزيسيون شد.[4]
همزمان با مواضع و اظهارات مداخله جويانه مقام هاي سياسي و ديپلماتيك غرب در خصوص تحولات عاشوراي 88 ، رسانه ها و محافل خبري اين كشورها نيز در يك سياست كاري هماهنگ، ضمن انعكاس مواضع مقام هاي غربي، خلق فضايي منفي و شكننده عليه کشورمان در بخش هاي مختلف خبري و تحليلي را در دستور كار خود قرار دادند.
محورهاي مهم القايي رسانه هاي خارجي
رسانه ها و محافل بيگانه كه پس از تحولات ناشي از انتخابات دهم همواره فعاليت خود را در ترسيم فضايي تنش آميز در داخل كشور متمركز كرده اند، قبل از رخداد عاشورا نيز به گونه اي هدفمند و برنامه ريزي شده بر همزماني انجام مراسم هاي در گذشت منتظري (سوم، هفتم و ...) با ايام تاسوعا و عاشورا تأكيد و از تقويت نا آرامي ها، بر هم خوردن توازن قوا و شعله ورتر شدن اپوزيسيون سخن مي گفتند و در قالب تك گزارش هاي خبري و تحليلي به انعكاس بيانيه ها واطلاعيه هاي آيت ا... صانعي، كروبي و مجمع روحانيون در رابطه با محرم مي پرداختند و بر سياسي كردن هر چه بيشتر مراسم تاسوعا و عاشورا تأكيد ميكردند. مهمترين محورهاي القايي ديگر اين محافل را ميتوان در چند بند خلاصه كرد:
1- ترسيم فضايي سياست زده، تنش زا و بي ثبات از داخل کشور براي مخاطبان و افكار عمومي؛
2- ترسيم فضايي دو قطبي ميان مسولان و مردم كشورمان با تأكيد بر القائاتي مانند تضاد سياسي و تضاد ايدئولوژيك ميان رهبران و سران نظام و لايه هاي مختلف جامعه؛
3- وارونه نمايي حقيقت وقايع با تكيه بر شگرد قلب واقعيّات، براي نمايش چهره اي ضعيف و ناكارآمد از نظام و ارائه وضعيتي قوي و غالب از اپوزيسيون و آشوبگران ؛
4- برجسته كردن نشانه هاي آسيب پذيري نظام اسلامي و ارائه وضعيتي نااميد کننده از حاكميت در حل بحرانهاي داخلي ؛
5- شجاع ، جسور و با شهامت معرفي كردن معترضان و نمايش چهره اي قوي و قدرتمند از معترضين با ارائه تيترها و گزارش هايي مانند" اعتراضي كه خاموش نخواهد شد؟"، " ايران هرگز به وضعيت بيش از انتخابات بر نمي گردد." از سوي الجزيره، CCN ، نيويورك تايمز و اسکاي نيوز؛
6- تلاش براي خود جوش معرفي كردن تحركات آشوبگران در روز عاشورا و مردمي بودن آن به عنوان نمادي از مقاومت مردمي در مقابل حاكميت؛
7- تلاش براي معرفي نظام ، رهبري و نيروي انتظامي به عنوان عوامل اصلي تحريك و آغاز رخداد عاشورا و تبديل مراسم سنتي عزاداري به اقدامي اعتراضي در مقابل نظام ؛
8- تلاش براي منتسب كردن طرح شعارهاي تند و ضد انقلابي به نظام، ساختگي بودن آنها و تبرئه چهره اپوزيسيون عمل كننده در روز عاشورا با انكار اصل برخي از شعارها من جمله طرح شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه از سوي اپوزيسيون؛
9- طرح مقصر جلوه دادن اپوزيسيون و نظام در توهين به محرم و عاشورا با طرح مطالبي مثل؛ عوامل جمهوري اسلامي ايران و اپوزيسيون علي السويه در وهن عاشورا نقش داشتند، يكي با سوت و كف و ديگري با ريختن خون مردم! يا پليس كارش ايجاد نظم است نه مقابله ايدئولوژيك با مردم معترض و يا اينكه اگر پليس از حركات مردم ممانعت نمي كرد مردم بعد از غلبه بر آنها سوت و كف نمي زدند.
10- القاي وجودتفرقه، ايجاد شرايط فرسايشي و اختلاف نظر ميان نيروهاي امنيتي و انتظامي در مواجهه با مردم[5] با طرح پرسشهايي مانند: آيا به كارگيري خشونت بي حد و مرز بر شخصيت و احساس نيروها اثر گذاشته است؟ آيا نيروها با طولاني شدن بحران خسته شده اند؟ آيا نيروها حاضر هستند در مقابل مردم كه بعضاً از نزديكان و آشنايان آنها هستند مقاومت كنند؟
11- متهم كردن صدا و سيما به تشديد بحران و تنش هاي داخلي با تكيه بر مسايلي مانند اشتباهات صدا و سيما در انتشار تصاوير مربوط به پاره كردن عكس امام، صحنه هاي سوت و كف در روز عاشورا ومتهم كردن آن به عدم صداقت درانعكاس وقايع روز عاشورا .
12- نظام دچار تزلزل شده است وبايستي ختم عصر ولايت فقيه را جشن گرفت. راديو آمريكا در تاريخ 12/10/88 در يك مصاحبه با چند نفر از اپوزيسيون خارج نشين از جمله "احمد قابل" با استناد به اظهارات هادي غفاري و فائزه رفسنجاني در انتقاد از رهبري به طرح اين پرسش پرداخت كه آيا نهاد رهبري و ولايت فقيه در جمهوري اسلامي ايران دچار تزلزل شده است؟ و در پاسخ به نقل از احمد قابل و حتي برخي از كارشناسان و مراجع مجهول درصدد القاي پايان عصر ولايت فقيه برآمد و مدعي شد: ولايت فقيه با آقاي خامنه اي تمام خواهد شد وعملا پس از او ولايت فقيه نخواهيم داشت. اگر چه ممكن است به عنوان رهبري ويك نماد ظاهري باقي بماند.
13- قياس اعتراضات عاشوراي 88 با عاشوراي 57 و گسترده تر توصيف كردن آن نسبت به گذشته و تلقين اين نكته كه جمهوري اسلامي توان درك آن را ندارد. علي کشتگر در مصاحبه با راديو فردا با بيان اين مطلب به اپوزيسيون داخلي توصيه مي كند که از طريق عقلاي داخلي (بخوانيد مرتبطين با اپوزيسيون يا حداقل افراد متمايل به جريان مخالف) در درون طيف اصولگرا به رهبري فشار آورده شود تا به خاطر مصالح كشور عقب نشيني و انتخابات را باطل اعلام كند وانتخابات جديد برگزار نمايد و جريان افراطي را از قدرت پايين بكشد.
14- برجسته كردن اخبار و تحولات حادثه روز عاشورا و القاي اين نكته كه اعتراضات در روز عاشورا يك اعتراض ميليوني و بحراني ترين نقطه تاريخ انقلاب اسلامي بوده و توصيف اين اعتراضات به موجي كه نتيجه آن مي تواند به تغيير جمهوري اسلامي و تغييرات بنيادي در منطقه و جهان منجر شود، از ديگر طرحهاي رسانه اي غرب بود. تام گراس، نويسنده روزنامه وال استريت ژورنال و نشنال ريويو در اين زمينه مي گويد، اگر ايرانيان چنين تغييراتي به وجود بياورند و دولتي را سركار بياورند كه حقوق بشر را احترام بگذارد، برنامه هسته اي را به تعويق بياندازد و به گسترش روابط دوستانهاش با غرب و جهان عرب و حتي اسراييل تمايل نشان دهد، تأثير اين تفسير از مرزهاي خاورميانه نيز خواهد گذشت .
پيامدهاي آشوبگري هاي عاشورا
رخدادهاي حرمت شكنانه روز عاشورا از سوي آشوبگران منسوب به فتنه سبز اگر چه پرده از چهره كريه عوامل اصلي و طراح اين حوادث برداشت و ماهيت نفاق جديد و پيوند آن با دشمنان ديرينه جمهوري اسلامي ايران در فرا سوي مرزها را نشان داد، اما نبايد از تحليل پيامها، آثار و پيامدهاي مثبت و منفي آن نيز غفلت ورزيد. برخي از اين پيامدها به صورت اجمالي مورد اشاره قرار مي گيرد.
الف )پيامها و پيامدهاي حادثه عاشورا براي نظام
رخدادهاي تلخ روز عاشورا پيامدهاي منفي و مثبت كثيري براي نظام و همچنين امنيت ملي كشورمان داشت كه برخي از آنها عبارتند از :
1- بي ثبات و بحراني نشان دادن داخل كشور؛ محافل سياسي و خبري خارجي در اثناي القائات خود براي ترسيم يك فضاي متزلزل و بي ثبات در ايران، اهتمام خود را روي ناتواني دولت در مهار زمينه ها و عوامل سلب ثبات متمركز كردند. به عنوان مثال، رسانه هاي غربي صدور بيانيه از سوي دولت روسيه و اعلام عدم دخالت اين كشور در نا آرامي هاي كشورمان را نشان ترديد مسكو در توان دولت در ايجاد ثبات دانسته اند و آن را دليلي بر عدم احراز ثبات دولت ايران از سوي روسيه توصيف كردند و صدور اين بيانيه بعد از حوادث عاشورا را تلاش كرملين براي حفظ منافع دراز مدت خود در ايران و ايجاد رابطه متعادل با اپوزيسيون ارزيابي كردند.
2- ضعف پيش بيني، مديريت و مقابله با حوادث ؛ حادثه روز عاشورا كه پس از شش ماه كسب تجربه نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي رخ داد، آسيب ها و ضعف هاي نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي در ميان افكار عمومي داخلي و محافل خارجي به ويژه در فرآيند پيش بيني، مديريت حوادث و چگونگي مقابله با آن را به نمايش گذاشت. چرا كه قبل از وقوع اين حوادث و در هفته هاي منتهي به عاشورا، به نوعي اخبار و علائمي از برنامه ريزي دشمنان خارجي براي ماجراجويي وجود داشت.
3- تضعيف اقتدار نظام و نيروي انتظامي؛ برجسته سازي ها و بزرگ نمايي هاي محافل سياسي و رسانههاي غربي و عربي از حادثه روز عاشورا و نمايش ضعف عملكرد نيروهاي انتظامي که بعد از شروع آشوبها از طريق انتشار عكس ها، فيلم ها و اخبار كتك خوردن آنها از آشوبگران و آتش زدن موتورهايشان به افکار عمومي جهان القاء شد، حتي اگر اسم آن را مدارا بگذاريم، ضعف مديريت، اقتدار و كار آمدي مهمترين بازوي امنيتي کشور را به جهان مخابره كرد.
4- ترسيم توان آشوبگران و اميدوار سازي معاندان؛ نمايش چهره اي قوي و كار آمد از عوامل آشوب در تغيير روش ها و تاكتيكها وتوان آنها در بهره گيري از مناسبت هاي مختلف و تبديل آن به يك فرصت براي مقابله با نظام و اميدوار نمودن معاندان براي استمرار برنامه ريزي در جدول مناسبت هاي آتي از ديگر پيامدهاي حوادث روز عاشورا است . اين در حالي است كه پيش بيني تداوم آشوب ها در روز عاشورا پس از تلاش هاي ناكام اپوزيسيون در 13 آبان و 16 آذر امكان پذير بود.
5- تند شدن لحن كشورهاي غربي عليه كشورمان در حوزه هاي سياسي و امنيتي؛ از جمله پيامدهاي حركت خشن اپوزيسيون در روز عاشورا القاي وجود وضعيت چند دستگي در داخل و درگيري نظام با جرياني جدي بود. جرياني كه به دليل قدرت مانور بالا و جا به جايي تاكتيك ها و تكنيك ها توانسته است بخش عمده ذهن و ظرفيت هاي نظام را به خود مشغول كند و تمركز نظام بر روي تحولات بين المللي را كاهش دهد. اين امر به نوبه خود باعث جسارت يابي برخي کشورها عليه کشورمان شد.
6- تشديد نگراني متحدان راهبردي جمهوري اسلامي در جهان و منطقه؛ متحدان منطقه اي جمهوري اسلامي به ويژه در لبنان و فلسطين و عراق و ... با نوعي ابهام و ترديد در وضعيت آينده نظام و استمرار راهبردهاي منطقه اي جمهوري اسلامي مواجه شدند. طبق اخبار و گزارش هاي موجود، طرفداران جمهوري اسلامي در منطقه همواره از خود مي پرسند، در ايران چه خبر است؟ چه اتفاقي در حال رخ دادن است؟ چرا نظام به جد با عوامل آشوب برخورد نمي كند؟ دليل اين همه مسامحه چيست؟ آيا جمهوري اسلامي همچنان كه رسانه هاي معاند در صدد القاي آن هستند در موارد بحران ناتوان است يا نه مسأله چيز ديگري است؟
7- حمله به اصل ولايت فقيه، نفي جمهوري اسلامي و توهين به عاشوراي حسيني؛ اين اقدامات هنجار شكن در عين حال كه چهره اپوزيسيون و ماهيت عوامل فعال پيدا و پنهان تحولات پس از انتخابات را نمايان كرد و تمام زمينهها و بهانه هاي داخلي و خارجي در خصوص مردمي بودن حركت هاي خياباني و اعتراضات را از كارگردانان آن سلب كرد، اما مع الاسف اين مسأله را به اذهان بيروني ها مبتادر مي كند كه جمهوري اسلامي و ولايت فقيه به عنوان بنيادي ترين اصل نظام اسلامي با چالش و پرسش جدي در بخشي از جامعه مواجه شده است. اين تلقي منفي به دليل هدايت و حمايت آن از سوي افراد روحاني، برخي منتسبان به بيت مراجع و بعضاً خود آنها از جمله، صانعي، منتظري، بيات زنجاني، علي محمد دستغيب و ... تقويت مي شود.
8- ترسيم منازعه ايدئولوژيك؛ از جمله پيامدهاي رخدادهاي روز عاشورا، شكل گيري يك نزاع ايدئولوژيك در ذهن ناظران بيروني است. مناسبت عاشورا به دليل ماهيّت مذهبي و عقيدتي آن زماني كه بستر يك آشوب و حركت اعتراضي قرار ميگيرد، آن هم پس از توهين به تمثال مبارك حضرت امام (ره)، اين تلقي را در ميان محافل سياسي و افكار عمومي به وجود مي آورد كه جنس منازعات صرفاً جنبه سياسي ندارد بلكه يك جنگ ايدئولوژيك ميان دو جبهه مذهبي است.
البته حضور ميليوني مردم در راهپيمايي روز چهارشنبه 9دي ماه که بنا به فرمايش مقام معظم رهبري در ديدار با مردم قم به مناسبت سالگرد قيام 19دي 1356، همانند آن قيام ،حماسه تاريخي خواهد شد، در عين حال كه نمايش قدرتي بزرگ از سوي افكار عمومي در برابرجولان اقليتي معاند بود، خود گوياي بازسازي اعتماد عمومي نسبت به نظام، حمايت مردمي از اصل ولايت فقيه و اصل نظام به ويژه مقام عظماي ولايت بود كه استمرار عمليات رواني دشمن را با انسداد مواجه كرد.
ب)پيامدهاي حادثه براي جريان اپوزيسيون داخلي
1- نمايان شدن چهره واقعي جريان و مقاصد راهبردي آن براي مردم و رد شدن ماهيّت كار گردانان اصلي صحنه حوادث پس از انتخابات.
2- به هم خوردن تناسب بين روش و راهبرد درميان اپوزيسيون؛ جريان سبز كه مدعي دموكراسي و راهبرد مبتني بر راهكار مسالمت آميز بود، در روش عملياتي خود ، در چهره يك جريان مخرب، خشن و ديكتاتور ظاهرشد. جريان فتنه سبز همواره شعار جنگ دموكراسي و ديكتاتوري سر مي داد اما خود در رفتار سياسي در شكل يك ديكتاتور رخ نمود.
3- از سوي ديگر، جريان فتنه سبز كه حركت و اقدامات خود را در چهار چوب گفتمان حضرت امام (ره) توجيه مي كرد، در رخدادهاي عاشورا و شعارها و اقدامات آنها نشان داده شد كه گفتمان امام تنها يك تاكتيك است و آنها در واقع اصل را بر عبور از گفتمان امام قرار داده اند و شكستن گفتمان و تئوري هاي بنيانگذار انقلاب راهبرد آنها را تشكيل مي دهد. شعارهايي مانند ... بر اصل ولايت فقيه، پاره كردن تمثال مبارك امام و حذف اسلاميت از جمهوري اسلامي همه مؤيد اين مسأله بود.
نكته ديگر كه گوياي به هم خوردن روش هاي مورد ادعا با اهداف پنهان آنها بود، انتخاب گفتمان يزيدي و حسيني دربيانيه ها، اطلاعيه ها و شعارهاي آنها بود ( ما اهل كوفه نيستيم پشت يزد بايستيم) (خون بر شمشير پيروز است) ،اما با حرمت شکني عاشورا و توهين آنها به عزاداران حسيني اين گفتمان نيز نتيجه عكس داد و خود در جايگاه يزيدان رفتار كردند. فاش شدن مقاصد پشت پرده گفتمانهاي ذكر شده براي افكار عمومي، بن بست راهبردي را براي اين جريان به وجود آورده است كه اين شرايط فرصتي براي تفرقه، چند دستگي و در نهايت حذف كلي آنها است.
4- ورود صريح و عريان اپوزيسيون خارج نشين و كشورهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي و غربي و برخي كشورهاي عربي مشكلات بسياري براي جريان فتنه ايجاد كرده است. اتخاذ سياست سكوت و بعضاً اقبال از اين حمايتها اسباب تقويت ذهنيت وابستگي آنها به خارج را تقويت كرده است.
5- پيروزي اخلاقي و عقيدتي نظام و نيروهاي امنيتي در رعايت موازين اخلاقي و شأن عاشوراي حسيني، نكته است كه آسيب جدي بر جريان مدعي روش هاي مسالمت آميز و مدعي گفتمان حسيني و خميني وارد آورد.
6- سران جريان فتنه همواره مدعي بودند كه هدف آنها تنها انجام اصلاحات در روش ها در چارچوب نظام جمهوري اسلامي است اما رخداد عاشورا كه يك اقدام براندازانه تمام عيار در شكل و محتوا بود باعث شد که نيات براندازانه اين جريان بر افكار عمومي مشخص شود. صدور بيانيه ها و اطلاعيه ها از سوي سران فتنه در تأييد اين حركت و سر زنش نظام، ترديدي باقي نگذاشت كه هدف عالي اين جريان براندازي و تغيير نظام اسلامي است.
7- بالاخره اين رخداد نشان داد كه كشورهاي غربي به ويژه آمريكايي ها كه از تغيير راهبرد در مسايل جهاني از جمله در مقابل جمهوري اسلامي سخن مي گفتند، تنها به يك حركت تاكتيكي براي فريب ديپلماتيك مسولان نظام متوسل شده بودند وآنها همواره در صدد براندازي نظام جمهوري اسلامي هستند.
نتيجه:
اگرتحولات روز عاشورا را از منظرآسيب هاي وارده به نظام در حوزه مديريتي و سياسي به عنوان يك فرصت و نعمت بنگريم، ميتواند بركات فراواني را به دنبال داشته باشد و تجربه اي بس عظيم براي مديريت بحران ها در آينده باشد. نكته حائز اهميت در رخدادهاي عاشوراي حسيني اين است كه دشمن ايدئولوژيك يك نظام توانسته است يك سازماندهي هر چند ضعيف از چهره هاي مختلف با بدنه اي آموزش ديده را ايجاد كند . افشاي اين مسئله ضرورت مضاعف سازي حساسيت هاي اطلاعاتي و امنيتي و تقويت نهادهاي بازدارنده امنيتي را گوشزد مي نمايد.
اشتباهات استراتژيك جريان فتنه از جمله توهين به اصول انقلاب اسلامي، اصل ولايت فقيه و هتك عاشوراي حسيني و تقابل عملي با ارزش هاي عقيدتي جامعه و همچنين مواجهه با نظام در چهره يك جنگجوکه امنيت ملي را به خطر انداخته و موجب ناامني فضاي عمومي جامعه شده، از يك سو چهره پنهان بازيگران و سران فتنه را آشكار كردکه اين امر خود حكايت از وجود ضعف هاي تحليلي جبهه مقابل نظام از شرايط روز جامعه ايران دارد و بزرگترين فرصت براي جمهوري اسلامي ايران براي رفع نواقص وضعف هاي موجود در نهادهاي سياسي، اطلاعاتي و امنيتي است و از طرفي نيز تجربه اي براي سرمايه گذاري روي اقدامات و روش ها و راهبردهاي پيشگيرانه و باز دارنده را در اختيار مسولان کشور قرار مي دهد تا از غفلت در برنامه ريزي و اتخاذ راهبردهاي بلند مدت سياسي و امنيتي مبتلا به خارج شوند.
[1] - راديو فردا،8/10/88 .
[2] - خبرگزاري "ريانوويستي، 7/10/88 .
[3] - ريانوويستي،7/10/88 .
[4] - راديو فردا، 7 /10/88 .
[5] - راديو آمريكا، 8/10/88 .