اندیشه سیاسی امام(ره) به عنوان معمار و بنیانگذار انقلاب شکوهمند اسلامی، همواره به مثابه یکی از مهمترین منابع، یا شاخص شناخت تفکر انقلاب اسلامی مورد عنایت محققان داخلی و خارجی بوده است. بنابراین بررسی و تحلیل اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) به عنوان نخستین ولی فقیه و رهبر سیاسی مبسوطالید در جهان اسلام در عصر غیبت حائز اهمیت و اولویت میباشد.
1ـ اصل تفکیک
تکلیفگرایی و عمل بر اساس تکلیف و وظیفه شرعی، جایگاه مهمی در فهم اندیشه و عمل سیاسی حضرت امام دارد. آنجا که میفرمایند: «ما بنا داریم به تکلیف عمل کنیم، ما مکلفیم با ظلم مقابله کنیم ... ما مکلفیم از طرف خدای تبارک و تعالی که با ظلم مقابله کنیم، با این آدمخوارها و با این خونخوارها مقابله کنیم».[1]
نظر به این که مراجع تقلید و مجتهدین، تکلیف را برای پیروان خویش هم تعیین میکنند، آن حضرت به گونهای به پیروان خود نیز تکلیف کردهاند که باید عملشان بر اساس تکلیف باشد.
2ـ اصل مصلحت اسلام و مسلمین
حضرت امام بارها تأکید کردند اگر مصلحت اسلام یا مسلمین را در عمل خاصی دیدند، اقدام میکنند. به عنوان مثال در مورد تبیین دلایل پذیرش قطعنامه 598 به اصل مصلحت اسلام و مسلمین استناد کرده و میفرمایند:
«خدا میداند که اگر نبود انگیزهای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمیبودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود».[2]
3ـ اصل تقدم اهم بر مهم
اساسیترین امر اهم، که حضرت امام(ره) تقدم آن را بر سایر امور پیوسته یادآوری میکند، حفظ نظام اسلامی است، آنجا که میفرمایند: «مسئله حفظ جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده میشود و با این نشانهگیریهایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف میشود، از اهم واجبات عقلی و شرعی است که هیچ چیز با آن مزاحمت نمیکند».[3]
4ـ اصل عمل به قدر و مقدور
واضح است که قدرت شرط تکلیف است «لا یکلف ا... الا وسعها»، آن حضرت تصریح دارند که هر کسی به میزان توانش تکلیف دارد و باید به آن عمل کند، «همه ما و همه کشور با آن [تأمین امنیت کشور و کمک به جبهه] مکلف هستیم، منتهی هر کسی به آن مقداری که مقدور است».[4]
5ـ اصل عدالت
عدالت در سطوح مختلف اصلی پذیرفته شده و لازمالرعایه است.
اسلام خدایش عادل است، پیغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضیاش هم معتبر است که عادل باشد، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد، امام جمعهاش هم باید عادل باشد، از ذات کبریا گرفته تا آن آخر، زمامدار باید عادل باشد، ولاتشان هم باید عادل باشند.[5]
6ـ اصل توجه به مقتضیات زمان و مکان
حضرت امام درباره شرایط زمان و مکان میفرمایند: «یکی از مسایل بسیار مهم در دنیای پر آشوب، نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیمگیریها است».[6]
«روحانیت تا در همه مسایل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمیتواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست».[7]
7ـ اصل دعوت و گسترش اسلام
شاید بتوان گفت تمامی اقدامات امام را با همین اصل توضیح داد، دعوت رژیم پهلوی به آغوش اسلام و قطع رابطه با استعمارگران و سلطهطلبان به ویژه آمریکا و اسرائیل، دعوت سران کشورهای اسلامی به اسلام و وحدت، حتی آن حضرت مقصود اصلی از صدور انقلاب را صدور پیامهای معنوی اسلام به مردم دیگر کشورها بود.
فراتر از آن دعوت غیرمسلمانان به اسلام نیز مورد توجه آن امام همام بوده است، چنان که خودشان گورباچف را به اسلام دعوت کردند: «باید قشرهای غیر اسلامی را ... به مکتب مترقی عدالتپرور اسلام دعوت کنید».[8]
8ـ اصل ضرورت حکومت.
9ـ اصل ولایت الهی.
10ـ اصل اجتهاد که در واقع اصل مادر و حاکم و جهتدهنده به تمامی اصول دیگر میباشد.
نتیجهگیری
از آنچه گفته شد میتوان چنین نتیجه گرفت که اندیشه اصلی امام در باب حکومت دینی، تأسیس ولی فقیه عادل جامعالشرایط است، همان گونه که امام بر این مطلب به صریحترین وجه تأکید نموده است و آن را خودشان اجرا نموده و از اساسیترین یادگارهای آن حضرت میباشد.
[1] - صحیف نور، ج 6، ص 220.
[2] - صحیفه نور، ج 10، ص 407.