برای پیروزی انقلاب اسلامی ایران عوامل زیادی را مطرح میکنند، لیکن بسیاری از محققین و تحلیلگران سه عامل اساسی و اصلی را «مردم، رهبری و ایدئولوژی» ذکر میکنند. برخی شروع مبارزه و پیشینه آن را به نهضتهای گذشته در تاریخ سیاسی معاصر کشورمان چون نهضت تنباکو، نهضت مشروطیت، ملی شدن صنعت نفت و ... و نیز الگوهای مقاومت همانند نهضت میرزا کوچک خان جنگلی در گیلان، قیام شهید محمد خیابانی در تبریز، پسیان در خراسان و رئیسعلی دلواری در تنگستان و بوشهر و ... ربط میدهند و یا معتقدند رهبری انقلاب و علماء و بسیاری از انقلابیون از گذشتههای مذکور عبرت و تجربیات ذیقیمتی بهره بردند.
به مناسبت سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب و برگزاری جشنهای باشکوه در دهه مبارک فجر، در سلسله یادداشتهایی به نقش سه رکن اصلی خواهیم پرداخت.
سؤال مهمی که مطرح است، این است که این پیروزی در چه شرایطی به دست آمد؟ در یک مقایسه اجمالی با انقلابهای بزرگ دنیا در این قرن ملاحظه میگردد که انقلاب اسلامی در شرایطی تحقق پیدا کرد که اوضاع و احوال داخلی و بینالمللی از نظر سیاسی ـ نظامی نه تنها مساعد برای چنین حرکتی نبود، بلکه تلاشهای زیادی هم برای سرکوب کردن آن به عمل آمد.[1]
مثلاً انقلاب روسیه تزاری در شرایط و اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کاملاً مساعدی برای چنان تحولاتی، به وقوع پیوست. یعنی نه تنها انقلابیون عامل تضعیف و شکست ارتش امپراطوری و قدرت سیاسی روسیه نبود بلکه هر دو نهاد مذکور در جنگ جهانی اول کاملاً تضعیف و به نوعی نابود شده بودند و لنین و همکارانش در یک خلاء قدرت و شرایط هرج و مرج بر موج سوار شده و کنترل اوضاع را به دست گرفتند. در چین هم دولت بر اثر جنگ دوم جهانی و حملات دشمنان خارجی به شدت ضعیف و ناتوان شده بود، لذا مائو و دوستانشان همانند لنین در روسیه، کنترل کشور چین را بر عهده گرفتند.
اما در ایران، شرایط و اضاع و احوال جهان در زمان پیروزی انقلاب اسلامی برخلاف زمان دوران دو انقلاب مذکور برای چنین تحولی اصلاً مساعد نبود. از نظر بینالمللی دو قدرت برتر وقت، در یک دوره تشنجزدایی و همزیستی مسالمتآمیز بوده و با سایر قدرتهای برتر نیز در حفظ وضع موجود جهانی به تفاهم رسیده بودند و منافع همه آنها در بقاء رژیم شاهنشاهی بود و لذا همگی تا آخرین روزها از آن حمایت میکردند. از نظر داخلی نیز رژیم از نیروی نظامی و امنیتی با سلاحهای پیشرفتهای برخوردار بود، بنابراین در چنان شرایط از نظر داخلی و بینالمللی، مخصوصاً در مقایسه با دو انقلاب کشورهای روسیه و چین به هیچ وجه آماده پیروزی نبود، اما به خواست خداوند متعال ملت رشید و امت اسلامی ایران بدون استفاده از زور و اجبار قیام کرد و به پیروزی هم رسید.[2] و با بهرهگیری از پیشینه مبارزات تاریخی خود و با تکیه بر انگیزه و ایمان دینی و به رهبری علماء و روحانیون که در رأس آنها امام راحل قرار داشت و با مشارکت گسترده و فعال بسیاری از اقشار مردم در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسیدند.
بررسی نقش تک تک سه رکن مذکور را در یادداشتهای آتی پی خواهیم گرفت.
[1] - تحلیلی بر انقلاب اسلامی، دکتر منوچهر محمدی، انتشارات امیرکبیر، 1377.
[2] - انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلابهای فرانسه و روسیه، محمدی، 1370.