یکی از اساسی و مهمترین عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایفای نقش عالی و بینظیر حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر (ایدئولوگ، فرمانده و معمار انقلاب) بود.
مراحل رهبری
1ـ امام در اولین مرحله به عنوان رهبر سیاسی ـ مذهبی، از طرف مردم مقبولیت سریعی را کسب نمودند. این مقبولیت رهبری با اعلامیه مخالفت با قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی شروع شد و با سخنرانی مهم در عاشورای ماه محرم شکوفا شد، سپس با دستگیری ایشان در پی قیام 15 خرداد و تبعیدشان به ترکیه به دنبال مخالفت شدید با کاپیتولاسیون تحمیلی آمریکاییها صورت گرفت. در این سالها امام چند کار مهم و اساسی انجام داد که از جمله آنها، مبارزه را به کانون اصلی فعالیتهای مذهبی یعنی حوزه علمیه قم برد و برای همیشه خط بطلان بر تز جدایی دین از سیاست کشید. تقیه را که همواره مانع مبارزات بود از سر راه برداشت و نوک پیکان اصلی مبارزه به سمت کانون اصلی فساد یعنی شخص شاه بود و حمله مستقیم به سمت استعمار آمریکا هدایت نمود.
2ـ مرحله دوم رهبری امام با تبعید ایشان به ترکیه سپس نجف اشرف، یک دوره فترت طولانی 15 ساله را سپری نمود. در این مرحله نیز آن حضرت با انجام سخنرانیها و انتشار اعلامیهها و صدور فتاوی، در مناسبتهای مختلف ارتباط معنوی خود را با مردم ایران حفظ نمود. نوشتن کتاب ولایت فقیه و طرح حکومت اسلامی در نجف در چارچوب اسلام گام مهمی برای انقلاب و هدایت مردم برداشتند.
عزیمت به فرانسه و ادامه هدایت و رهبری انقلاب با استفاده از فضای به وجود آمده و انجام سخنرانی و مصاحبه با رسانهها و مطبوعات و دیدار با نمایندگان و اقشار مختلف و رساندن پیام انقلاب و صدای ملت به گوش دنیا، در سطح بینالمللی مرحله سوم از رهبری ایشان میباشد که پس از 15 سال دوری از وطن در 12 بهمن 57 وارد کشور شدند و با تشخیص به موقع و سریع در ساعت 16 روز 21 بهمن و علیرغم اعلام حکومت نظامی و هشدار بسیاری از دوستان و اطرافیانشان، مردم را به حضور درخیابانها دعوت و طومار حکومت پهلوی را در هم شکستند.
4ـ حساسترین و سختترین دوره رهبری آن حضرت بعد از پیروزی انقلاب است که هم به عنوان رهبر سیاسی ـ اجتماعی و مذهبی و هم به عنوان رئیس حکومت میبایست کشتی هیجانزده را به ساحل آرامش و سکون هدایت نمایند.
در این مرحله همچنین میبایست با تهدیدات، آفات و توطئههای دشمنان داخلی و خارجی نظیر قضایای دولت موقت و توطئه لیبرالها، احزاب و گروههای سیاسی چپ و منافقین، غائلههای قومی و منطقهای در کردستان، بلوچستان، آذربایجان و گنبد، جریان بنیصدر و عزل او، توطئه ترور شخصیتهای انقلاب، تسخیر لانه جاسوسی، جنگ سفارتخانهها و بالاخره جنگ تحمیلی و ... را هدایت و کنترل مینمودند و به لطف و عنایت الهی با دادن هزینههای گاهاً زیاد مادی و معنوی به سرانجام رساندند، در حالی که در جامعه بینالمللی تک تک توطئههای مذکور برای ساقط کردن یک نظام سیاسی ـ آن هم نظام نوپا ـ کافی بود.
نکته مهم دیگر خصوصیات فردی و شخصیتی امام است که از قشر روحانی و حوزه و مرجعیت صاحبنظر در مسایل فقهی، فلسفی، عرفانی و سیاسی اجتماعی، فردی بسیار قاطع، سازش ناپذیر و دارای تجربه بسیار زیاد. از طرفی آن حضرت تجربه ذیقیمت حضور علماء و مراجع و نقش آنان در ایجاد و هدایت نهضت تنباکو، انقلاب مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت و ... را داشته و از این که علماء بعد از پیروزی کار را تمام شده تلقی نموده و ادامه رهبری و هدایت نهضت را به دیگران واگذار کردهاند و یا توسط دیگران کنار گذاشته بودند. لذا از ابتدای شروع نهضت تا ایجاد و تثبیت نظام جمهوری اسلامی و توزیع مسئولیتهای کلیدی و اساسی و هدایت و رهبری قوا را بر عهده میگیرند. از این که آن حضرت در وصیتنامه سیاسی ـ الهی میفرمایند: به وا... قسم من از اول با انتخاب بازرگان مخالف بودم، به وا... قسم با انتخاب بنیصدر مخالف بودم، به وا... قسم با انتخاب منتظری به قائممقامی رهبری مخالف بودم، ولی در همه این مسایل نظر و مشورت دوستان را پذیرفتم. دو نکته در این مسئله قابل توجه و دقت است، اول این که امام به تنهایی تصمیم نمیگرفتند و در مسایل اساسی نظر دوستان را گرفته و به آنان اعتماد میکردند. دوم این که تا انتها تصمیمات و انتصابات و افراد منتخب را هدایت، کنترل و مدیریت میکردند.
نکته روشن دیگر در رهبری امام، حل چهار معضل و مشکل اساسی در سال آخر عمر برای نظام میباشد که عبارتند از: حل مسئله قائممقامی منتظری و عزل ایشان، حل مشکل بازنگری قانون اساسی، حل مسئله پذیرش قطعنامه 598 و 8 سال دفاع مقدس و بالاخره حل انتخاب رهبری بعد از خودشان که با اشاره صریح آن حضرت به اسم مقام معظم رهبری که با شهادت و اعلام موضع به موقع خواص در آنچه که در مورد رهبری آقا از امام شنیده بودند. لذا طرح و حل معضلات مذکور از شاهکارهای امام راحل در سال آخر عمر مبارکشان میباشد.
مطالب قابل ذکر دیگر این است که به اعتقاد و باور بسیاری از جامعه شناسان، انسانها در سنین جوانی و حداکثر میانسالی دارای افکار و اندیشههای انقلابی هستند و در سنین بالا افکار رادیکالی نداشته و بیشتر محافظهکار میشوند، در حالی که امام خمینی(ره) در حدود 60 سالگی رهبری نهضت اسلامی را بر عهده گرفت و در پیروزی انقلاب اسلامی در سن 80 سالگی قرار داشت، سپس جمهوری اسلامی را بنیان نهاد و پس از تحمیل جنگی کاملاً نابرابر بر این مرز و بوم، فرماندهی نیروهای مسلح را در امر مقدس عهدهدار بود و همزمان کشور را در شرایطی بسیار سخت و دشوار هدایت و رهبری نمود. در حقیقت 10 سال آخر عمر که به طور طبیعی سنین استراحت عموم افراد است، برای حضرت امام سالهای رهبری و هدایت دشوارترین امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی محسوب میشود.
حضرت امام به عنوان رهبر کبیر انقلاب اسلامی پیوند دهنده دو رکن اساسی انقلاب یعنی مردم و امت اسلامی با اسلام به عنوان ایدئولوژی انقلاب مطرح است.